فروشگاه اینترنتی واسپور مدیکال
0 محصولات نمایش سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

کمردرد مزمن

کمردرد مزمن

مطالعات اخیر ارتباط بین درد مزمن و اختلال در غذا خوردن را ثابت کرده است!

محققان چگونگی تعامل درد کمر با رفتار غذا خوردن را از طریق آزمایش‌های رفتاری و تصویربرداری عصبی بررسی کرده و دریافتند که درد در افرادی که کمردرد مزمن دارند و کسانی که از کمردرد تحت حاد بهبود یافته اند، سیری غذایی را تغییر می دهد.

 

همچنین مطالعات نشان می دهد که افراد اغلب درد مزمن و چاقی را با هم تجربه می کنند، یک نظریه که به عنوان «مدل اجتناب از ترس» شناخته می‌شود، نشان می‌دهد که افراد مبتلا به درد از فعالیت بدنی اجتناب می‌کنند تا از درد ناشی از حرکت دور بمانند تا زمانی که از فعالیت بدنی بیزار شده و در نتیجه دچار اضافه وزن می شوند.

تحقیقات دیگر نشان می دهد که سیستم پاداش مغز ممکن است عامل مهمی در ارتباط بین درد و چاقی باشد. مطالعات تصویربرداری عصبی نشان داده است که می توان انتقال به درد مزمن را از روی ویژگی های ساختاری و عملکردی سیستم لیمبیک پیش بینی کرد.

دانستن بیشتر در مورد رابطه بین درد مزمن و رفتار غذایی می تواند به محققان و پزشکان کمک کند تا جنبه های هیجانی و انگیزشی منفی درد مزمن را بهتر مدیریت یا معکوس کنند.

در مطالعه اخیر، محققان به رهبری Paul Geha، M.D.، استادیار دانشگاه روچستر، NY، رفتارهای غذایی افراد مبتلا به کمردرد را قبل و بعد از تبدیل به درد مزمن یا کاهش آن بررسی کردند. آنها همچنین تغییرات در هسته اکومبنس، بخشی از مغز که مسئول تصمیم گیری و پاداش است، ارزیابی نموده اند.

آنها دریافتند که اختلال در رفتار غذایی پس از مزمن شدن درد ایجاد می شود و با تغییرات ساختاری در هسته اکومبنس همراه است.

کمردرد مزمن

برای این مطالعه، محققان موارد زیر را انتخاب کرده اند:

43 نفر مبتلا به کمردرد مزمن که 12 هفته یا بیشتر طول کشیده است.

51 نفر مبتلا به کمردرد تحت حاد، که 6 تا 12 هفته به طول انجامیده است.

36 فرد سالم بدون درد به عنوان گروه شاهد.

شرکت کنندگان دو آزمایش را در روزهای مختلف با فاصله زمانی بیش از یک هفته انجام دادند.

در آزمایش اول، محققان از شرکت‌کنندگان خواستند که با احساس گرسنگی و سیری به آزمایشگاه برسند و گرسنگی خود را بر اساس مقیاس تصویری آنالوگ 0 – “اصلا گرسنه نیستم” – تا 100 به معنی “من هرگز از این گرسنه تر نبوده ام.» ارزیابی کنند، به افرادی که بیش از 30 از 100 مقیاس را احساس کردند، یک میان وعده کوچک پیشنهاد شد و از آنها خواسته شد 30 دقیقه صبر کنند و پس از آن شرکت کنندگان رتبه بندی گرسنگی خود را تکرار کردند.

سپس تیم از شرکت کنندگان دعوت کرد تا سه بلوک Jell-O و سه بلوک پودینگ را بچشند و ادراکات حسی و احساسات خود را در مقیاس های مختلف برای نشان دادن جنبه هایی از جمله:

  • شیرینی
  • شدت کلی
  • دوست داشتن یا دوست نداشتن
  • گرسنگی
  • پر بودن
  • تشنگی
  • چرب بودن
  • چاقی
  • خامه ای
  • میل بیشتر به غذا

در آزمایش دوم، محققان شرکت کنندگان را در حوالی وقت ناهار به آزمایشگاه دعوت کردند و از آنها خواستند با احساس گرسنگی به آزمایشگاه بیایند. پس از ورود، تیم درصد چربی بدن آنها را ارزیابی کرد و سپس به آنها مقداری مک و پنیر برای تقلید از اثرات یک وعده غذایی پیشنهاد داد.

سپس، به هر یک از شرکت‌کنندگان پودینگی را که در آزمایش قبلی بالاترین امتیاز را داده بودند، پیشنهاد کردند و از آنها خواستند که به اندازه‌ای که دوست دارند بخورند و همان رتبه‌بندی‌هایی را که در آزمایش قبلی داشتند را ارائه دهند.

کمردرد مزمن

شرکت کنندگان همچنین پرسشنامه های مختلفی را در این زمینه پر کردند:

  • درد
  • اضطراب
  • تکانشگری
  • سبک غذا خوردن
  • حساسیت به پاداش
  • ساعت فعالیت بدنی در هفته
  • اعتیاد به مواد غذایی خاص

آنها همچنین یک اسکن MRI دریافت کردند تا محققان بتوانند هسته اکومبنس خود را تجسم کنند.

این شرکت کنندگان دو بار با فاصله تقریباً 1 سال تحت روش های فوق قرار گرفتند.

در ویزیت دوم، محققان خاطرنشان کردند که 20 بیمار در گروه کمردرد مزمن بهبود یافتند – که به عنوان کاهش درک درد بیش از 30٪ تعریف می شود – در حالی که 16 بیمار درد مداوم را تجربه کردند.

این تیم همچنین خاطرنشان کرد که تفاوت معنی داری در سن، جنس، شاخص توده بدنی، سال تحصیلات و اضطراب بین گروه ها وجود ندارد. در حالی که افراد مبتلا به درد مزمن نمرات افسردگی بالاتری را نسبت به سایر گروه ها گزارش کردند، هیچ یک از گروه ها افسردگی بالینی را نشان ندادند.

آنها دریافتند که بیماران کمردرد تحت حاد که در این پیگیری بهبود یافته اند و بیماران مبتلا به کمردرد مزمن، رفتار غذا خوردن را مختل کرده اند که احتمالاً به دلیل اختلال در سیگنال های سیری بوده است.

در مقابل، افراد مبتلا به کمردرد تحت حاد که علائم آنها در پیگیری ادامه داشت، رفتار غذایی دست نخورده ای مشابه افراد کنترل شده داشتند.

اسکن های ام آر آی از افراد مبتلا به کمردرد تحت حاد در مرحله پیگیری و کسانی که درد مزمن داشتند، ارتباط قوی بین علاقه غذای غنی از چربی و حجم هسته اکومبنس را نشان داد.

با این حال، این موضوع برای کسانی که کمردرد حاد داشتند و با این روش بهبود یافتند صادق نبود.

مکانیسم های نامشخص

محققان برای توضیح یافته های خود گفتند که تغییرات در هسته اکومبنس در افراد مبتلا به کمردرد مزمن در مرحله پیگیری ممکن است آنها را از اختلال خوردن لذت بخش در مراحل اولیه بیماری محافظت کند.

دکتر Geha به MNT گفت (“آیا برای ادامه دویدن باید درد را تحمل کنم یا باید متوقف شوم؟” بنابراین، درد بخشی از رفتار با انگیزه است – شواهدی از تصویربرداری مغز اکنون ثابت کرده است که درد مزمن با تغییر قابل توجهی در مدارهای انگیزشی در مغز که در آن هسته اکومبنس یک نقطه داغ است، مرتبط است.

مطابق با بی لذتی و از دست دادن انگیزه ای که در بیماران [با] درد مزمن می بینیم، تصویربرداری مغز نشان داده است که این بیماران ساختار، عملکرد و انتقال دوپامینرژیک را تغییر داده اند (دوپامین یک انگیزه اصلی عصبی شیمیایی است). وقتی از بیماران درد مزمن می‌خواهیم شدت درد خود را در اسکنر ارزیابی کنند، به طور مداوم می‌بینیم که فعالیت آکومبنس این رتبه‌بندی‌ها را دنبال می‌کند.

آکومبنس همچنین در مصرف غذا بسیار مهم است، که یک رفتار با انگیزه اولیه است. اکومبنس در یادگیری ارتباط دادن رفتار (فشار دادن یک اهرم) با نتیجه (به دست آوردن قرص غذا) مهم است. همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می دهد آکومبنس در نسبت دادن ارزش لذت جویانه به غذا، به ویژه غذاهای بسیار خوش طعم، مهم است. این خلاصه پیشینه نتایجی که دیدیم را توضیح می‌دهد.»

ایوان دی آرائوجو، دکتر فیل، پروفسور علوم اعصاب در دانشکده پزشکی ایکان در کوه سینا، نیویورک، یکی دیگر از نویسندگان این مطالعه، به MNT گفت در حالی که به نظر می رسد هسته اکومبنس مغز با اشتها در دردهای مزمن ارتباط دارد، اما این موضوع که «مکانیسمی که تغییرات هسته اکومبنس را به تغییر اشتها در دردهای مزمن مرتبط می کند، نامشخص است.

یک ایده قابل قبول این است که سیگنال های محیطی ناشی از درد، مانند عوامل التهابی یا ایمنی در گردش، از طریق گردش خون به نورون های اکومبنس می رسند. به همان اندازه امکان تغییر مسیرهای حسی وجود دارد که بدن را به مغز مرتبط می کند. آنها [یک] تمرکز حیاتی برای تحقیقات آینده هستند.»

خالد افضل، MD، DFAACAP، دانشیار روانپزشکی و علوم اعصاب رفتاری در دانشگاه شیکاگو، “رابطه افراد با کمردرد حاد بهبود یافته و کمردرد مزمن (CLBP) در بهترین حالت گیج کننده است.

محققان به این نتیجه رسیدند که در حالی که یافته های آنها ارتباط بین رفتار غذایی، درد مزمن و هسته اکومبنس را نشان می دهد، تحقیقات بیشتری برای درک تأثیر طولانی مدت تغییر رفتار غذایی در بیماران مبتلا به درد مزمن ضروری است.

 

محدودیت های مطالعه در مورد کمردرد مزمن

آنها همچنین به چندین محدودیت برای یافته های خود اشاره می کنند، از جمله حجم نمونه کوچک، نیاز به بازتولید نتایج آنها در مقیاس بزرگتر، و اینکه آنها فقط یک نوع درد را آزمایش کرده اند.

دکتر افضل می‌افزاید: «در این مطالعه محدودیت‌های متعددی وجود دارد، نویسندگان تنها بر درد نوروپاتیک تمرکز کردند، در حالی که کمردرد مزمن ممکن است به دلایل دیگری مانند ساختاری یا استخوانی رخ دهد. اگرچه تعداد سوژه‌ها مناسب بود، اما هیچ اشاره‌ای به تنوع فرهنگی، نژادی و قومیتی در درک درد و رفتارهای خوردن نشد.»

علاوه بر این، میانگین سنی افراد مورد مطالعه 30 سال بود. انجام مطالعات مشابه در گروه های سنی بعدی عالی است. این مطالعه بر روی کمردرد متمرکز بود و نمی‌دانم که آیا ارتباط مشابهی با سایر سندرم‌های درد مزمن مانند فیبرومیالژیا، سندرم درد منطقه‌ای پیچیده یا سایر دردهای نوروپاتیک وجود دارد یا خیر.

مدیریت درد مزمن

وقتی از دکتر د آرائوجو پرسیده شد که چگونه این یافته‌ها ممکن است بر استراتژی‌های مراقبتی برای مبتلایان به درد مزمن تأثیر بگذارد، گفت: «بعضی از بیمارانی که از درد اخیر رنج می‌برند، در معرض خطر بیشتری برای ایجاد تغییر اشتها هستند. بنابراین توجه مناسب به تغییرات در الگوهای غذایی از سوی متخصصان بهداشت لازم است.

همچنین متخصصین ارتوپد در سراسر دنیا برای پیشگیری و کاهش دردهای مزمن در مفاصل و استخوان های بدن افراد را به استفاده از محصولات ارتوپدی حمایتگر نظیر کمربند طبی و دورسولومبور، توصیه می نمایند.

0
دیدگاه‌های نوشته

*
*

تماس با ما